تبلیغات
فیسبوک
فیسبوک
مشهور شوید فقط با ما

 به فیسبوک فا خوش امدید


خاطرات خود را در بخش نظرات مطرح کنید

و

می تونیدبا ایمیل من در ارتباط باشین

kiarash.pirnia@yahoo.com




ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط کیارش پیرنیا
بسیار خوب میرسیم به زندگی من!من کوچک ترین پسر این خانواده هستم که پسر بزرگترین پسر این خانواده هستم.زمانی که من به دنیا آمدم(سال 1375)مادربزرگم هنوز در قید حیات بودند و آن دوران بهترین دوران زندگی من بود چون همیشه خانه ی مادر بزرگم پر از مهمان بود!گاهی از تبریز عمه ام وگاهی از تهران خاله های پدرم و hز شهر خودمان (مراغه)عمه ها و عمو هایم می آمدند که بسیار زمان خوبی بود!صرف شام دورهم بودن کنارهم.در آن زمان غذای ویژه ی شامی که دور هم خورده میشد آش و یا از همین قبیل غذا ها بود چون هم سبکتر بود و هم صمیمیت بیشتری داشت!جمعه ها همراه با تمام خانواده به باغ خاله ی پدرم که واقع در کرج آباد است میرفتیم و آنجا باز دور هم جمع می شدیم!


طبقه بندی: کیارش پیرنیا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 اسفند 1389 توسط کیارش پیرنیا

   

بسم  ا... الرحمن الرحیم

 

 

 

پایه های خانواده ی پیرنیا یا همان خانواده ی خودم روی دور هم بودن و با هم بودن بنا شده است.مادر بزرگم ارباب یک ده به نام کرج آباد بود و پدر بزرگم روح ا... پیرنیا یه کاره ی مهم تو آموزش و پرورش.متاسفانه خانواده ی پیرنیا این دو  بزرگ را از دست داده اند.ولی خوب بازهم این خصلت با هم بودن در اولاد های این خانواده حفظ شده است خیلی وقته که هنوز این مهمانی های صمیمی حفظ شده است.هنوز هم اختلاف در خانواده ی ما نفوذ پیدا نکرده!این خانواده شامل 7 فرزند است که بزرگترین پسر در حادثه ای ناگوار این دنیا را ترک گفتند.به ترتیب سن 3 پسر و 3 دختر این خانواده را تشکیل می دهند.




طبقه بندی: کیارش پیرنیا،
ارسال در تاریخ شنبه 7 اسفند 1389 توسط کیارش پیرنیا

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار