تبلیغات
فیسبوک
فیسبوک
مشهور شوید فقط با ما
بسیار خوب میرسیم به زندگی من!من کوچک ترین پسر این خانواده هستم که پسر بزرگترین پسر این خانواده هستم.زمانی که من به دنیا آمدم(سال 1375)مادربزرگم هنوز در قید حیات بودند و آن دوران بهترین دوران زندگی من بود چون همیشه خانه ی مادر بزرگم پر از مهمان بود!گاهی از تبریز عمه ام وگاهی از تهران خاله های پدرم و hز شهر خودمان (مراغه)عمه ها و عمو هایم می آمدند که بسیار زمان خوبی بود!صرف شام دورهم بودن کنارهم.در آن زمان غذای ویژه ی شامی که دور هم خورده میشد آش و یا از همین قبیل غذا ها بود چون هم سبکتر بود و هم صمیمیت بیشتری داشت!جمعه ها همراه با تمام خانواده به باغ خاله ی پدرم که واقع در کرج آباد است میرفتیم و آنجا باز دور هم جمع می شدیم!


طبقه بندی: کیارش پیرنیا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 اسفند 1389 توسط کیارش پیرنیا

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار